محمد تقي جعفري
291
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
است كه : « قال رسول الله صلى الله عليه وآله افضل الناس من عشق العباده فعانقها واحبها بقلبه وباشرها بجسده وتفرغ لها فهو لا يبالى على ما اصبح من الدنيا على عسر ام على يسر . » ( 1 ) ( پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله فرمود : بهترين مردم كسى است كه به عبادت عشق بورزد و با عبادت هم آغوش گردد و از قلب دوستش بدارد و آن را با بدن انجام بدهد و خود را در اختيار آن بگذارد ، وباكى از آن نداشته باشد كه موقعيت زندگيش در دشوارى است يا رفاه وآسايش ) . روايت ديگرى است كه مفضل بن عمر از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه از آن حضرت در بارهء عشق پرسيدند ، پاسخ فرمود : « قلوب خلت عن ذكر الله فاذاقها الله حب غيره . » ( 2 ) ( دلهاى عشاق دلهايى است كه از ياد خدا تهى شده و در نتيجه خداوند محبت ديگران را به آنها چشانيده است ) . ملاحظه مىشود كه اهميت زيادى كه فلاسفه وعرفاى مسلمين به مفهوم عشق قائل شده و آن را يگانه صفت انسانى معرفى كردهاند ، در منابع اسلامى به آن عظمت تلقى نشده است . آن اهميت وعظمتى كه براى عشق در نظر گرفته شده است ، مىبايست صدها آيات وروايات در اين پديده وارد شود ، در صورتى كه سه روايت مثبت در اين باره وارد شده است كه هيچ يك از آنها انسان را عاشق خدا و خدا را معشوق انسان معرفى نكرده است ، به اضافهء اين كه روايت اول به اصطلاح علم درايه : مرسل است ، يعنى راويانش ذكر نشده است . دو روايت ديگر ( نهج البلاغه و روايت مفضل از امام صادق عليه السلام عشق به اصطلاح معمولى را مورد توبيخ وتحقير قرار داده است .
--> ( 1 ) كافى ، نقل از سفينه ، ج 2 ص 97 . . ( 2 ) سفينه ، ج 2 ص 198 . .